تبليغاتX
akhtarake0098
 

زندگی حالا چهار بخش شده :

شکلات تلخ. سیب ممنوعه. صندلی داغ .آلزایمر لرزان

و به قول قدما سرطان عصب 16 نزدیک هیپوفیز !!

مسافر فراری در جمعه بیست و چهارم مهر 1388 |

و قربان آدم میروند و آدم قربانی

از تو چه می خواهند به آنها بده و رها شو

صداهای کلفت و نازک سایه ی تو را پوشانده 

از تو چه می خواهند !! شانه ی امن تو تکیه گاه بغض کودکان

چه می شود آنها از تو می خواهند بده به آنها و رها شو !!! ( به احترام خانم برومند )

مسافر فراری در جمعه بیست و چهارم مهر 1388 |
 

شما آخرین کلمه هاتان را به سوی تاریکی شلیک کردید

کلمه ها تمام شد و صدای رگبار مرا بی خواب کرد

میگویند بیدار شده ام و می خواهم

 به صدای م. نامجو گوش کنم حالا

 

ه م ش دلم می گیره  .. ه م ش تنم اسیره

مسافر فراری در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388

و آنروز سرد

که مجسمه شیر سنگی

مقابل معبد

از سرما ترکید

و رییس قبیله

به درک واصل شد

از همان روز سرد فهمیدم

که جهان دیگر

و قبل از اینکه شروع شود

به شدت

پایان

پذیرفته بود.

مسافر فراری در دوشنبه سیزدهم مهر 1388 |