تبليغاتX
akhtarake0098
 

 عقب افتاده ترین شهروند شهر را می شناسم

راه می رود، می نوشد ، می خوابد ، خرناس می کشد

موهایش مات است ، ناخن می جود ، فلسفه می خواند ، می ترسد ، می نویسد ، می بیند

درست مانند تو

 

مسافر فراری در جمعه بیست و ششم تیر 1388 |
 

بلا های عظیم دنیا سلام من اینجا هستم دست از سر او بردارید (دفتر تاریکی .جلد 42)

مسافر فراری در جمعه بیست و ششم تیر 1388
 

صفر به علاوه ی من می شود دو صفرو 98 منهای من می شود این سایت فیلتر شده است  

مسافر فراری در جمعه بیست و ششم تیر 1388
 

ستاره تا ابد باقی است / ماه شب کاری دارد

شهاب زیباتر است  / باران امتحان ورودی می خواهد

کدام می خواهی باشی ؟

شب بود

بعد از مرگم از من پرسیدند !!!!!

مسافر فراری در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 |
 

پنهانی صورت نشسته دریا را دیدم گفت :نباید میشد

صدفها را در صورتش پرت کردم گفت :نباید میشد

صبحانه نان و موج و سنگ خوردم گفت:نباید میشد

با مهتاب شبها تلفنی صحبت کردم گفت:نباید میشد  !!

برای لاک پشت ها تولد گرفتم خرچنگها را رقصاندم گفت:نباید میشد

کفش هایم را به دلفین ها هدیه دادم گفت:نباید میشد

با پری های دریایی لخت در ساحل خوابیدم گفت:نباید میشد

پرواز کردم با پرندگانی که پرواز کردن با آنها نباید میشد

دریا را محکم بغل کردم خوشحال نشد  گفتم :نباید میشد !!!

مسافر فراری در سه شنبه شانزدهم تیر 1388
 

 پیاده گز می کنیم در جاده ای 

که

سوارانی خون آلود از آن جا بر می گردند !

کاش

تصویری از آن بود قبل از آمدنمان ؟!

 

ـ  اما من  باز هم به دنبال ضربدری هستم که این خدا جایی کار گذاشته باشد

   که بتوان با یک کلیک هستی را .........................

مسافر فراری در چهارشنبه سوم تیر 1388 |
 

                              ای کاش ای کاش ای کاش

قضاوتی قضاوتی قضاوتی                             در کار درکار در کار

                                    می بود ! (ا.شاملو)

امسال در اخترک ۰۰۹۸

 تولدی تولدی تولدی                     در کار در کار در کار     نخواهد بود ...........

 

مسافر فراری در چهارشنبه سوم تیر 1388
 

به خدا اعتقاد دارم                       اما به خدا اعتماد ندارم..

مسافر فراری در سه شنبه دوم تیر 1388