بی خیالی های مسافر کوچولو: راست کلیک + select all
گفت و دیگر نگفت :آنچه مردم نمی فهمند را به آنها گفتن زیباست "
من با کسی چای خوردم که تو باور نمی کنی اگر بگویم یکباره پودر می شوی
دوست داشتن یعنی جلوی پودر شدن ها را گرفتن (لبخند ملیح)
نمی توانم با نمی خواهم و نباید فرق زیادی دارد ...(عشوه لطفا)
شب را دخیل بستم به چشمانت هر صبح قبل از آمدنت !!
لبخند دنیا و قاه قاه های من و غش کردن های مامانی تو
شش شنبه و هفت شنبه و هشت شنبه و نه شنبه فهمیدم ده شنبه تعطیله
دل و روده تون رو بگیرید و بخندید این یک دستوره و سرپیچی ممنوع
خیلی کارهای بهتری تو دنیا هست دلیل نداره همه نویسنده باشند
گل و روباه و آدمها اهلی می شوند
اما من که نه گل ونه روباه و نه آدمم مرا لطفا تحقیر کن مسافر کوچک
هواپیمایم خراب شده بد جور اینجا جا خوش کرده
نقاشی بره و چره بلد نیستم بکشم و حوصله ی ناز و نوز تو هم ندارم
از احساسات صورتی و لباس احمقت هم خوشم نمی یاد
تا اینجا هستم بی خیال من شو وحرف نزن صدای مسخره ای داری
ولطفا منتظر هواپیمایی یا یه کوفتی باش تا با آن از دست اخترک و خودت نجات پیدا کنم !!
(وصیت نامه ی آخرین ناخلبان در اخترک 0098)