بد شانسی در پی یه حادثه به اخترک 0098 رسیدم..ملخ هواپیمام از کار افتاد..نا خلبانم بد جور
"مسافر کوچولو "از کودکی تا حالا اولین بهانه بزرگ من بوده برای نوشتن... و همیشه " اولین ها " خوب تو ذهن می مونند.. حالا مسافر کوچولوی 0098 باشی یا هر 00 دیگری .... اخترک جایی امن نیست زهر ترک بهتر است
باران پر از و دریا سرشار از و آسمان لبریز از و آدمها مملو از اشتباهی اند و برنامه ی ترنس و فیلیپ (south park) اپیدمی شده لطفا دنیا را تعطیل اعلام کنید برای سلامتی بچه ها خطر دارد!!
مسافر فراری در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 |
جهان حماسه زندگی زنانی است که با بدی ذات مردان می جنگند و باز هم برای یک ثانیه به اشتباه از آنها آدمهایی قابل اعتنا می سازند..
مسافر فراری در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 |
نامه های ماهیان آدم خوار هنوز به دست من نرسیده از دریا دور شده ام شنا کنان تا کویر لعنتی من پیش می آیی تو مهربانی ات را از خودخواهی افراطی من به ارث برده ای باید جای امن دیگری را پیدا کنم !!!
مسافر فراری در جمعه یازدهم بهمن 1387 |
راوی قصه خوابش برده گوسفندان خوابند چوپان هم خواب خرگوشی رفته من هم چرت می زنم و در انتها هیچ اتفاق خاصی نمی افتد تو هم برو بخواب