تبليغاتX
مسافر کوچولو در اخترک 0098
 

 پیاده گز می کنیم در جاده ای 

که

سوارانی خون آلود از آن جا بر می گردند !

کاش

تصویری از آن بود قبل از آمدنمان ؟!

 

ـ  اما من  باز هم به دنبال ضربدری هستم که این خدا جایی کار گذاشته باشد

   که بتوان با یک کلیک هستی را .........................

مسافر کوچولو در سوم تیر 1388 |
 

                              ای کاش ای کاش ای کاش

قضاوتی قضاوتی قضاوتی                             در کار درکار در کار

                                    می بود ! (ا.شاملو)

امسال در اخترک ۰۰۹۸

 تولدی تولدی تولدی                     در کار در کار در کار     نخواهد بود ...........

 

مسافر کوچولو در سوم تیر 1388
 

به خدا اعتقاد دارم                       اما به خدا اعتماد ندارم..

مسافر کوچولو در دوم تیر 1388
 

 

 زندگی سه بخش است

شکلات – سیب – آلزایمر

 

مسافر کوچولو در بیست و دوم خرداد 1388 |
 

 

....

                                  آنها انتخاب کردند

مسافر کوچولو در بیست و یکم خرداد 1388
 

 

احتما  ل  ن             سایت خدا هم فیلتر شده ............که خبری از او نیست !!!!!!!

مسافر کوچولو در بیستم خرداد 1388
 

 

!

 بی خیالی هفتم

وقتی بابا کوچیک بود !!!!

 

 

 

 

نی نی کوچولو توی اتاق یه دونه مورچه می بینه

دنبال مورچه راه میره کنار دیوار می شینه

نی نی کوچولو فکر می کنه مورچه برای بازیه

می خواد با اون بازی کنه انگار که اسباب بازیه

مورچه هه رو بر می داره می گیره تو مشت خودش

فشار میده بیچاره رو بین دو انگشت خودش

نمی دونه با این کارها له می شه مورچه می میره

می گه مامان مورچه ی من خراب شده راه نمی ره !!

 

 

مسافر کوچولو در هشتم خرداد 1388 |
 

 

رو به دریاچه را نگاه نکن خورشید از پشت پنجره ی مقابلت طلوع می کند

دریاچه را رها کن که گرازها راحت باشند !!!

مسافر کوچولو در هشتم خرداد 1388
 
!!!

 

 

 

 

 

 

بدون شرح یا فقط با یک شرح

 

 

 

فقط مهم این است که

با دیدن دریا باید دویدن را آغاز کرد ...

 

 

 

 

 

 

 

 

مسافر کوچولو در دوم خرداد 1388
 

 

 !!

تو در پشت پلک های شب زده ام آسمان را چه زیبا کشیده ای  

تا وقتی که طرح تنت توده ی ابرهای باران زاست مرا خواب ببین

در این بزرگراه که که هر سایه سکوتی است تب آلوده و جاندار

حضورت، ضرب انگشتت به توان زندگی به علاوه ی من می شود تمام هستی

حالا دو خط فاصله مانده به آفتاب و بگو دوباره که خواب می بینی مرا

 

 

 در شبهای بی خوابی من،  مرا خواب ببین !!

مسافر کوچولو در ششم اردیبهشت 1388 |
 
                     در بهار با خودت باش تا جوانه بزنی  ...  دیگر فصل ها تقسیم است .
مسافر کوچولو در بیست و نهم فروردین 1388 |
 

بی خیالی های مسافر کوچولو: راست کلیک + select all

 

گفت و دیگر نگفت :آنچه مردم نمی فهمند را به آنها گفتن زیباست "

من با کسی چای خوردم  که تو باور نمی کنی اگر بگویم یکباره پودر می شوی

دوست داشتن یعنی جلوی پودر شدن ها را گرفتن (لبخند ملیح)

نمی توانم با نمی خواهم و نباید فرق زیادی دارد ...(عشوه لطفا)

شب را دخیل بستم به چشمانت هر صبح قبل از آمدنت !!

لبخند دنیا و قاه قاه های من و غش کردن های مامانی تو

شش شنبه و هفت شنبه و هشت شنبه و نه شنبه فهمیدم ده شنبه تعطیله

دل و روده تون رو بگیرید و بخندید این یک دستوره و سرپیچی ممنوع

خیلی کارهای بهتری تو دنیا هست دلیل نداره همه نویسنده باشند 

 

مسافر کوچولو در پی پیدا کردن یک گل خفن تا به حال ۱۵ خط ایرانسل تهیه کرده !(کمک)

 

مسافر کوچولو در بیست و دوم فروردین 1388 |
 

 

گل و روباه و آدمها اهلی می شوند

اما من که نه گل ونه روباه و نه آدمم مرا لطفا تحقیر کن مسافر کوچک

هواپیمایم خراب شده بد جور اینجا جا خوش کرده

نقاشی بره و چره بلد نیستم بکشم و حوصله ی ناز و نوز تو هم ندارم

از احساسات صورتی و لباس احمقت هم خوشم نمی یاد

 تا اینجا هستم بی خیال من شو وحرف نزن صدای مسخره ای داری  

ولطفا منتظر هواپیمایی یا یه کوفتی باش تا با آن از دست اخترک و خودت نجات پیدا کنم !!

(وصیت نامه ی آخرین ناخلبان در اخترک 0098)

مسافر کوچولو در نوزدهم فروردین 1388 |
 

روزهایی که می نویسم

روزهایی که نمی نویسم

یک فرضیه ی غیر علمی ام وقتی می نویسم

یک روح لاغر عینکی ام وقتی نمی نویسم ...

 

مسافر کوچولو در دوازدهم فروردین 1388 |
 

سفره ی هفت سین را انداخته ام

سین اول سین ماه انتظار برای هیچ است و ساعت خوابیده ی اتاقم سین دوم است

یک ظرف سنجاق قفلی گذاشته ام برای دوختن من به خودم

توقف ممنوع سر بالایی یک طرفه ی من به سبزه های بنفش امسال ختم می شود

مادر بزرگم تخم مرغ های بد رنگ آب پز را روبروی آیینه گذاشته بوی سگ می دهند

سشوار هم برای ایجاد صمیمیت و گرمی در سفره نشانده ام

سیگار ها را طوری در سفره چیده ام که فضای خالی دیگری حس نمی شود

وفقط در این میان سیب کال تنها چیزی است که به درد من می خورد..

 

مسافر کوچولو در بیست و دوم اسفند 1387 |
 

جهان را
به توان خودم رساندم اولترا بی نهایت
آرزوهایم پشماتیک
خیالات من تخماتیک
در جهان ضرب شد شات د فاک آپ
و من آنقدر احمقانه
با خودم جمع شد که به عظمی رفتم
که من خودم ما بودم..و ما و من هر دو خوشبخت به هم فحش می دهیم هر روز صبح ی.ع.ی.

مسافر کوچولو در هفدهم اسفند 1387 |

ـ کجا میروم دارم؟.....اینجایت ممنوع است
آنجایت درد می کند....چشمانت آستیگمات است
دلت که شش نفره است...مغزت هموروئید دارد
دستهایت حرامند....بوسه ات مشکوک است
کفشت لک میشود....کجا میروم دارم؟

-باور نمیکنی ولی عمو جغد شاخداربه خاطر خود بنر این کار را میکرد!!!

ـدنبال من نباشید...اسم ندارم...فامیل ندارم..در جیب جا میشوم
17 روزبعد از تولم پودر می شوم...کسی مرا نمی فهمد..
این خیلی خوب است....کسی که آدم را بداند خطرناک است
بودن کوتاه من جبر طبیعت است...نجیب زاده هستم ..
دو بار در روز مرا بزنید...توی جیبتان بگذارید..مچاله ام کنید ..
گاز نخواهم گرفت ..جیغ نخواهم کشید...فقط در دلم فحش خواهم داد !!
از این به بعد با لطافت بیشتری جیبهایتان را لمس کنید (نامه ای از یک ..)

ـتلاش نسازیدراستش نه فقط برای شما
دلم گاهی  
برای خودم هم می سوزد
دلهره ام بی دلیل نیست
باور کنید
دلهره ام بی دلیل نیست
!!!

مسافر کوچولو در ششم اسفند 1387 |
 
 

 باران پر از
و دریا سرشار از
و آسمان لبریز از
و آدمها مملو از
اشتباهی اند
و برنامه ی ترنس و فیلیپ (south park) اپیدمی شده

لطفا دنیا را تعطیل اعلام کنید برای سلامتی بچه ها خطر دارد!!

مسافر کوچولو در بیست و چهارم بهمن 1387 |
 

جهان حماسه زندگی زنانی است که با بدی ذات مردان می جنگند
و باز هم برای یک ثانیه به اشتباه از آنها آدمهایی قابل اعتنا می سازند..

مسافر کوچولو در بیست و چهارم بهمن 1387 |
 

نامه های ماهیان آدم خوار هنوز به دست من نرسیده از دریا دور شده ام
شنا کنان تا کویر لعنتی من پیش می آیی
تو مهربانی ات را از خودخواهی افراطی من به ارث برده ای
باید جای امن دیگری را پیدا کنم !!!

مسافر کوچولو در یازدهم بهمن 1387 |
 

راوی قصه خوابش برده
گوسفندان خوابند
چوپان هم خواب خرگوشی رفته
من هم چرت می زنم
و در انتها هیچ اتفاق خاصی نمی افتد
تو هم برو بخواب

مسافر کوچولو در یازدهم بهمن 1387
 

باران که غریبه  نیست... فکر سوراخ کفش من هم  نباش ...نشانی خانه ات کجاست؟

مسافر کوچولو در بیست و هشتم آذر 1387 |
 
aatomn

 

سریع می نویسم

پاییز جاه طلب و تنها را

 دیوانه وار دوست دارم

آرام آرام

از فروردین احمق می نویسم

که سبز و کودن و گریان است

بی دغدغه می نویسم

از زمستان و

از معشوقه ام " باد  "

که اعصاب ندارد و

نه تشنه می شود.. نه سبز و نه لطیف

می گریزد از دنیا

دیگر حتی به گیس دختر ها هم اعتنا نمی کند

تابستان را تو بنویس

خجستگی اش حالم را بهم می زند

 آره من به فصلها گیر داده ام!!!

 

مسافر کوچولو در بیست و هشتم آذر 1387 |
 

 

ساکنان کنار دریا پس از مدتی دیگر صدای امواج را نمی شنوند چه تلخ است قصه ی عادت !!(؟)

مسافر کوچولو در بیست و هشتم آذر 1387
 
le saul

 

 

 

 

سکوت فنجان کاپوچینو- مبل نارنجی ناراحت

شلپ شلپ کفش های باران_ لبخند صورتی من

تکرار یک حماقت دیگر  نه

پیاده روی در کوچه های یک نفره آره

خواندن دیالوگ های جدید ابرها آره

روز بی حالی پنج شنبه نه!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مسافر کوچولو در هفتم آذر 1387 |
 

 

تازه بدنیا آمده ها مثل تازه بدنیا آمده ها احساس تازه بدنیا آمدن می کنند (ن.محبوبم)

  و بازهم تولد وبلاگ نزدیک است

...................

.........

....................................................................................!

 

مسافر کوچولو در هفتم آذر 1387 |
 

 

 

چشمان خالی تو

بزگترین آزار لحظه های با تو بودن

شجاعت نداشته ات

قشنگترین هجویه ی قرون وسطایی

سایه ی بی سرت

فوق العاده ترین گیومه ی خاص بودن تو

حجم سبز لجنی ات

با همه ی بی سلیقگی ات خیلی خوش تیپه

 تمام تو برای من کمدی با ارزشییه

امروز می خواهم

به یک چای و کیک مودب دعوتت کنم !!

 

 

 

 

 

مسافر کوچولو در هفتم آذر 1387
 

امروز عجیب کلاغ ها صابون های حوض مادر بزرگم را نشانه گرفته بودند ..

مسافر کوچولو در هفتم آذر 1387
 

 

دیروز
زندگی خواب می دید سرشاری دو راهه ها را
 
بهار شکوفه داده ای

امروز

فصل تقسیم است

و فردا

کودک آفتاب

خورشید زندگی ما...

 

مسافر کوچولو در هفتم آبان 1387 |
 
sib

  

سین سلام می شود در کنار سفره ای

که سین هایش تنها سرما را می سرایند
و سخت
"وسین هفتم سفره ی سرد امسال خواهد بود
و نه سیب سرخ سراب "
سراب

و سکوت سه لا چنگ تنها هفت سین امسال ....

 

 

 

 

مسافر کوچولو در هفتم آبان 1387 |