زندگی حالا چهار بخش شده :
شکلات تلخ. سیب ممنوعه. صندلی داغ .آلزایمر لرزان
و به قول قدما سرطان عصب 16 نزدیک هیپوفیز !!
و قربان آدم میروند و آدم قربانی
از تو چه می خواهند به آنها بده و رها شو
صداهای کلفت و نازک سایه ی تو را پوشانده
از تو چه می خواهند !! شانه ی امن تو تکیه گاه بغض کودکان
چه می شود آنها از تو می خواهند بده به آنها و رها شو !!! ( به احترام خانم برومند )
شما آخرین کلمه هاتان را به سوی تاریکی شلیک کردید
کلمه ها تمام شد و صدای رگبار مرا بی خواب کرد
میگویند بیدار شده ام و می خواهم
به صدای م. نامجو گوش کنم حالا
ه م ش دلم می گیره .. ه م ش تنم اسیره
و آنروز سرد
که مجسمه شیر سنگی
مقابل معبد
از سرما ترکید
و رییس قبیله
به درک واصل شد
از همان روز سرد فهمیدم
که جهان دیگر
و قبل از اینکه شروع شود
به شدت
پایان
پذیرفته بود.
به دهان آهنین تو می نگرم
که بی اعتنا به هر چه کلام زیباست
لبخند چوبی مرا به دار آویخته از من آتش می خواهد !!!
راه می رود، می نوشد ، می خوابد ، خرناس می کشد
موهایش مات است ، ناخن می جود ، فلسفه می خواند ، می ترسد ، می نویسد ، می بیند
درست مانند تو
بلا های عظیم دنیا سلام من اینجا هستم دست از سر او بردارید (دفتر تاریکی .جلد 42)
صفر به علاوه ی من می شود دو صفرو 98 منهای من می شود این سایت فیلتر شده است
ستاره تا ابد باقی است / ماه شب کاری دارد
شهاب زیباتر است / باران امتحان ورودی می خواهد
کدام می خواهی باشی ؟
شب بود
بعد از مرگم از من پرسیدند !!!!!
پنهانی صورت نشسته دریا را دیدم گفت :نباید میشد
صدفها را در صورتش پرت کردم گفت :نباید میشد
صبحانه نان و موج و سنگ خوردم گفت:نباید میشد
با مهتاب شبها تلفنی صحبت کردم گفت:نباید میشد !!
برای لاک پشت ها تولد گرفتم خرچنگها را رقصاندم گفت:نباید میشد
کفش هایم را به دلفین ها هدیه دادم گفت:نباید میشد
با پری های دریایی لخت در ساحل خوابیدم گفت:نباید میشد
پرواز کردم با پرندگانی که پرواز کردن با آنها نباید میشد
دریا را محکم بغل کردم خوشحال نشد گفتم :نباید میشد !!!
پیاده گز می کنیم در جاده ای
که
سوارانی خون آلود از آن جا بر می گردند !
کاش
تصویری از آن بود قبل از آمدنمان ؟!
ـ اما من باز هم به دنبال ضربدری هستم که این خدا جایی کار گذاشته باشد
که بتوان با یک کلیک هستی را .........................
ای کاش ای کاش ای کاش
قضاوتی قضاوتی قضاوتی در کار درکار در کار
می بود ! (ا.شاملو)
امسال در اخترک ۰۰۹۸
تولدی تولدی تولدی در کار در کار در کار نخواهد بود ...........
احتما ل ن سایت خدا هم فیلتر شده ............که خبری از او نیست !!!!!!!

وقتی بابا کوچیک بود !!!!
نی نی کوچولو توی اتاق یه دونه مورچه می بینه
دنبال مورچه راه میره کنار دیوار می شینه
نی نی کوچولو فکر می کنه مورچه برای بازیه
می خواد با اون بازی کنه انگار که اسباب بازیه
مورچه هه رو بر می داره می گیره تو مشت خودش
فشار میده بیچاره رو بین دو انگشت خودش
نمی دونه با این کارها له می شه مورچه می میره
می گه مامان مورچه ی من خراب شده راه نمی ره !!
رو به دریاچه را نگاه نکن خورشید از پشت پنجره ی مقابلت طلوع می کند
دریاچه را رها کن که گرازها راحت باشند !!!
بدون شرح یا فقط با یک شرح
فقط مهم این است که
با دیدن دریا باید دویدن را آغاز کرد ...
!!
تو در پشت پلک های شب زده ام آسمان را چه زیبا کشیده ای
تا وقتی که طرح تنت توده ی ابرهای باران زاست مرا خواب ببین
در این بزرگراه که که هر سایه سکوتی است تب آلوده و جاندار
حضورت، ضرب انگشتت به توان زندگی به علاوه ی من می شود تمام هستی
حالا دو خط فاصله مانده به آفتاب و بگو دوباره که خواب می بینی مرا
در شبهای بی خوابی من، مرا خواب ببین !!
بی خیالی های مسافر کوچولو: راست کلیک + select all
گفت و دیگر نگفت :آنچه مردم نمی فهمند را به آنها گفتن زیباست "
من با کسی چای خوردم که تو باور نمی کنی اگر بگویم یکباره پودر می شوی
دوست داشتن یعنی جلوی پودر شدن ها را گرفتن (لبخند ملیح)
نمی توانم با نمی خواهم و نباید فرق زیادی دارد ...(عشوه لطفا)
شب را دخیل بستم به چشمانت هر صبح قبل از آمدنت !!
لبخند دنیا و قاه قاه های من و غش کردن های مامانی تو
شش شنبه و هفت شنبه و هشت شنبه و نه شنبه فهمیدم ده شنبه تعطیله
دل و روده تون رو بگیرید و بخندید این یک دستوره و سرپیچی ممنوع
خیلی کارهای بهتری تو دنیا هست دلیل نداره همه نویسنده باشند
گل و روباه و آدمها اهلی می شوند
اما من که نه گل ونه روباه و نه آدمم مرا لطفا تحقیر کن مسافر کوچک
هواپیمایم خراب شده بد جور اینجا جا خوش کرده
نقاشی بره و چره بلد نیستم بکشم و حوصله ی ناز و نوز تو هم ندارم
از احساسات صورتی و لباس احمقت هم خوشم نمی یاد
تا اینجا هستم بی خیال من شو وحرف نزن صدای مسخره ای داری
ولطفا منتظر هواپیمایی یا یه کوفتی باش تا با آن از دست اخترک و خودت نجات پیدا کنم !!
(وصیت نامه ی آخرین ناخلبان در اخترک 0098)