بی خیالی سیزدهم
(مسافر کوچولو سیاست می خواندوچه پوچ می شود)
..صدای آب می آید در گودال گورستانهای های متروک
کجاست لورکا؟! کجاست!؟
بر پهنه ی این خاک کجا خفته او ..آرام ..آزاد
که در آفریقا دخترکی با لب های قلوه ای له له جرعه ای آب می کشد
و صدای تیر باران اسب های آبی هر روز پنج عصر ساحل را می لرزاند
کجاست لورکا ؟!کجاست !؟
کجا آرمیده ای ..مرد آزادی ..
لورکا برای دخترک چشم سبزت سبدها را پر از باران گلوله کرده اند
و هر روز ساعت پنج عصر جسد های گمنام را می سوزانند
کجاست آرامگاه تو لورکا؟؟؟
وقت اعدام آب دریاهاست ساعت پنچ عصر فردا
لورکا کجا آرام گرفته ای تو !؟؟؟؟؟؟
|
+| نوشته شده توسط
مسافر کوچولو0098 در جمعه 27 اردیبهشت1387
|